
رستاخیز
نمی دانم
بار دیگر
درخت خواهم بود یا دریا
تنها، صدای آواز مرغ دریایی
در گوشم طنین می اندازد
که فریاد زنان
معبود را صدا می زند
"خدا، خدا، خدا... "
چشمها را بر هم می نهم
شاید این خواب ِآخر باشد
دیگر روز که بیدار شوم
چشمی خواهم بود بر صورتی زیبا
برگی خواهم بود نشسته بر شاخه ای تنها
قایقی خواهم بود اسیر موجهای دریا
نمی دانم
رها خواهم بود یا اسیر این دنیا
اوج خواهم گرفت
بر بلندای قلّه ها
یا فرو خواهم غلتید
در حضیضِ درّه ها
چه اهمیت دارد؟
" بودن یا نبودن، مسأله این است"
بار دیگر خواهم بود
بار دیگر خواهم خواند
بار دیگر قایقم را
بر فراز موج خواهم راند
اما این بار
سوگند یاد خواهم کرد
شکوفاترین شاخه
بلند پروازترین پرنده
و پرقدرت ترین موج باشم
آدم خواهم بود نه آدمک
نمی دانم
بار دیگر
درخت خواهم بود یا دریا
تنها، صدای آواز مرغ دریایی
در گوشم طنین می اندازد
که فریاد زنان
معبود را صدا می زند
"خدا، خدا، خدا... "
چشمها را بر هم می نهم
شاید این خواب ِآخر باشد
دیگر روز که بیدار شوم
چشمی خواهم بود بر صورتی زیبا
برگی خواهم بود نشسته بر شاخه ای تنها
قایقی خواهم بود اسیر موجهای دریا
نمی دانم
رها خواهم بود یا اسیر این دنیا
اوج خواهم گرفت
بر بلندای قلّه ها
یا فرو خواهم غلتید
در حضیضِ درّه ها
چه اهمیت دارد؟
" بودن یا نبودن، مسأله این است"
بار دیگر خواهم بود
بار دیگر خواهم خواند
بار دیگر قایقم را
بر فراز موج خواهم راند
اما این بار
سوگند یاد خواهم کرد
شکوفاترین شاخه
بلند پروازترین پرنده
و پرقدرت ترین موج باشم
آدم خواهم بود نه آدمک






